پیدرپی شاهزادگان را میکشتند و توطئهها میکردند و خیانتها مرتکب میشدند. و در نتیجه ایران و روم در امور داخلی آنها متناوبا مداخله میکردند. پس ارمنستان کمافیالسابق کانون جنگهای ایران و روم بود.
این دفعه نیز منازعات داخلی ارمنستان، بهانه بدست شاهپور داد تا جنگ را تجدید کند، باین امید که شاید آنچه نرسی از دست داده مجددا بکف آورد. شاهپور به آسانی ارمنستان را گرفت و پس از آن در بینالنهرین با رومیان مصادف شد. قسطنطین تازه مرده بود و جانشین او کنستانس دوم[۱] شخصاً سپهسالاری لشکر روم را بعهده داشت.[۲] قلعه نصیبین در مقابل حملات مکرر ایرانیان ایستادگی کرد و رومیان در سنجار فاتح شدند، اما پس از آن پیدرپی شکست خوردند. آنگاه اعمال جنگی در سرحد روم چند سالی متوقف ماند و شاهپور از این وقفه استفاده نموده خیونیها و اقوام وحشی دیگر را، که از جانب شمال شرقی بهکشور حمله میبردند، دفع کرد. عاقبت با خیونیان و سکاهای سکستان قرارداد اتحادی منعقد ساخت.[۳]
در سنه ۳۵۶ موسونیانوس[۴] سردار رومی تهمشاهپور مرزبان ایران را در حضور شاه واسطه صلح قرار داد. شاهپور، که از تسکین سرحد شرقی فراغت یافته بود، سفیری با هدایای بسیار و نامۀ پیچیده در پارچۀ سفید[۵] بجانب کنستانس
- ↑ Constance
- ↑ رک، پیترس، مداخله سیاسی کنستانس دوم در ارمنستان بزرگ در سال ۳۳۸؛ خلاصه بولتن قسمت ادبی آکادمی پادشاهی بلژیک، سری ۵، ج ۱7(1931).
- ↑ مارکوارت، ایرانشهر، ص ۳۶ و ۵۰. اینکه در عبارت مذکور از آمیانوس (کتاب ۱۷، بند ۵، فقره ۱۰) بجای لفظ گیلانی Gelans سکستانی (Se) gestanis نقل شده مصرفی است، که مارکوارت کرده است. چنین بنظر میرسید که در موقع خردسالی شاپور سکستان استقلال یافته بود.
- ↑ Musoniaus
- ↑ نیستیاس Themistias، رک آثار آمیانوس مارسلینوس، چاپ والریوس Valesius.