واقع در ساحل خلیج فارس در زمان شاهپور دوم اتفاق افتاده است[۱]. شاهپور شاهنشاهی بزرگ و سزاوار جانشینی اردشیر اول و شاهپور اول و وهرام دوم بود. ایرانیان او را «ذو الاکتاف» لقب دادهاند، زیرا که بنا به روایات، در جنگهای سختی، که با عرب میکرد، شانههای اسیران بدوی را سوراخ میکرد.[۲]
عاقبت شاپور پس از آنکه بنیان قدرت خود را مستحکم ساخت، در صدد جنگ با روم برآمد. در آن مملکت وقایع مهمی رخ داده بود. قسطنطین کبیر بدین عیسی درآمده بود. دخول دیانت عیسی در ارمنستان، که مقارن آن احوال بدست تردت و جانشینان او انجام گرفت، موجب شد، که بین روم و ارمنستان ارتباط محکمتری ایجاد گردد. اگرچه یولیانوس قیصر روم به مخالفت دین عیسی برخاست و ازاینرو او را مرتد[۳] لقب دادهاند، ولی کار او موقت بود و در اوضاع تغییری نداد. در میان اعیان و بزرگان ارمنستان گروهی موجود بود، که برای تحصیل مقامات به کمک ایرانیان چشم داشتند. ارمنستان همواره دستخوش نزاع این بزرگان بود.
- ↑ رتشتین، ملوک لحمی، ص ۱۳۱ و بعد.
- ↑ مصنفین عرب، که نوشتههای آنها از منابع ساسانی اخذ شده بطور کلی لقب شاهپور را بلفظ عربی ذو الاکتاف (صاحب شانهها) ترجمه کردهاند. نلدکه بر این عقیده است، که اصل این لفظ یک لقبی است بمعنی چهارشانه، یعنی «کسی که بارهای فوقالعاده دولت را میکشد». معذلک حمزه اصفهانی و مصنفین دیگر که پیرو او هستند، لفظ فارسی این لغت را هوبه سنبا hobah-sumba نوشتهاند، که بمعنی « سوراخکننده شانهها» است. نلدکه گمان میکند (طبری، ص ۵۲، یادداشت ۱)، که این لفظ مجعول است و از روی کلمه عربی ذو الاکتاف ساخته شده است، اما اینکه بجای کلمه کتف لفظ عتیق فارسی یعنی هوبه را، که بمعنی شانه بود، آوردهاند، بنظر من قول حمزه صحیح است و هوبه عینا نقل از کلمه پهلوی شده و معنایی هم، که از آن کردهاند، مطابق روایات قدیمه است، وانگهی در تاریخ ساسانیان این تنها نوبتی نیست، که صحبت از این مجازات شده باشد. خسرو دوم، که نسبت به منجمان خشمگین گردید، آنها را تهدید نمود، که استخوان شانه آنها را بیرون خواهد کشید. (طبری ص ۱۰۱۲، نلدکه، ص ۳۰۷).
- ↑ Apostata