۱-اشوکار (در عوض ارشوکار) که «بمعنی بخشنده قوت رجولیت» است. ۲-فرشوکار به معنی «درخشانکننده».۳-زروکار یعنی «کسی که پیر میگرداند». مقصود از تجلی زروان باین سه صورت آن است، که ذات زروان جامع حالات سهگانه صباوت و کهولت و شیخوخت است.[۱]
باعتبار دیگر هم زروان بدو صورت تجلی میکند، گاهی او را زروان اکنارگ گویند یعنی زمان سرمدی و نامتناهی و بیکناره و گاهی زروان دیرنگ خوذای خوانند یعنی زمان طویل التسلط، که حاکم بر دوره دوازده هزارساله عمر آفرینش است[۲].
در افسانههای عامیانه عهد باستان، زروان را موجودی «نر ماده» تصور میکردهاند ولی در روایت تازهتری آمده است، که زروان زنی داشت خوشیزگ[۳] نام، که نیبرگ آن را مصغر کلمه «خوش» میداند بمعنی زیبا یا خوب، و بیشک در این رأی مصاب است[۴]. از زروان (یا از ازدواج او با خوشیزگ) دو فرزند توام بوجود آمد، که
- ↑ نیبرگ،۲، ص ۸۶ و ۱۰۷ و ما بعد. مقایسه شود با بنونیست در بنونیست ورنو، ورثرغن (پاریس ۱۹۳۴)، ص ۶۴ و ما بعد، و مجله جهان شرق،۱۹۳۳، ص ۱۷۶ و ما بعد.
در این مطالب نیبرگ بعدها تغییراتی داده و مدعی است (دین، ص ۳۸۳) که القاب ارشوکر arshokara، فرشوکر farshokara، و مرشوکر marshokara (این لقب آخری همان زروکر zarokara در تثلیث زروانیه است) در پشت ۱۴، فقره ۲۸ در مورد ورثرغن بکار رفته و در اصل از آن او بوده است و بعدها مغان ماد آنها را در مورد زروان بکار بردهاند، که به عقیده نیبرگ به بعضی جهات معادل مادی ورنرغن در ایران شرقی است. - ↑ ایضاً، ج ۲، ص ۱۱۰.
- ↑ Khvashizagh
- ↑ در یکی از قطعات مانوی بزبان سغدی (مؤلر، بقایای آثار خطی،۲، ص ۱۰۱