پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۱۸۵

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

خزانه‌دار سلطنتی گویا لقب گنجور[۱] داشته است. به عقیده آقای هرتسفلد نگهبان مسکوکات دارای لقب گهبذ[۲] بوده است.

مهم‌ترین درآمد دولتی خراج ارضی و باج شخصی بود.[۳] باج شخصی بدین طریق وصول می‌شد، که مبلغ وصولی را دفعة در اول سال تعیین می‌کردند و مأمورین این مبلغ را به بهترین اسلوب، که ممکن بود، در میان مؤدیان توزیع می‌نمودند. توزیع خراج ارضی در میان رعایا باین ترتیب بود، که پس از تقویم محصول هر بلوکی، به نسبت حاصلخیزی زمین از یک ششم الی یک سوم حاصل را دولت می‌گرفت،[۴]

مع‌ذلک مأمورین وصول در هنگام توزیع خراج و وصول آن اجحافات بسیار می‌کردند و چون مطابق این روش سال به سال درآمد دولت تغییر می‌پذیرفت، ممکن نبود پیشاپیش وضع مالیه را معلوم و مصارف را تخمین نمود. علاوه بر این بازرسی آن هم اشکال فراوان داشت و اکثر نتیجه این می‌شد، که چون جنگی فرا می‌رسید، پول در خزانه نبود، آن‌وقت وضع خراجهای فوق‌العاده ضرور می‌شد و این قبیل خراجهای فوق‌العاده تقریبا بطریق انحصار بر ایالات ثروتمند غربی، خاصه ایالت بابل، تحمیل می‌گردید.


  1. کعبه زردشت، سطر ۳۳، هوبشمان، صرف و نحو ارمنی، ج ۱، ص ۱۲۶. بزبان پارسی باستان آن را گنزبر ganzabara می‌خواندند رک به ایلرس، نامهای کارداران، I، ص ۱۲۳.
  2. پایکولی؛ لغت‌نامه؛ شماره ۲۴۷.
  3. لغت پهلوی مالیات ارضی خراگ Kharagh بوده (کلمه عربی خراج از آنجا آمده). ظاهراً این کلمه در زمان هخامنشیان از زبان آرامی گرفته شده. رک کنید به مقاله هنینگ تحت عنوان: «خراج عربی Orientalia "Arabisch harag، ۴؛ رم ۱۹۳۵، ص ۹۳-۲۹۱.
  4. یا طبق دینوری (ص ۷۲) از یک عشر تا نصت محصول، دوری یا نزدیکی بشهر را هم بحساب می‌آوردند.