برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۲۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۲۷
 

درآمد از دیه بخانه ما درآمد و تضرع کرد و زاری آغاز کرد که از برای خدا میدانم که مرا این زحمت و خلل دماغ از غیرت شیخ رسیده است. من برخاستم و بحضرت شیخ رفتم و صورت حال بگفتم. شیخ فرمود من تنها در زاویه مینشینم برو او را بیار. بیامدم و او را برداشتم و بحضرت شیخ میرفتم. در راه کودکان را دید که بلعب و کعب بازی مشغول بودند از غایت اختلال دماغ دشنام بقذف بکودکان میداد. چون بحضرت شیخ رسیدیم شیخ در زاویه قدیم نشسته بود. مولانا درآمد و سر برهنه کرد و بوسه بر دست شیخ داد و بنشست و شیخ بخواند وانشد:

 هرکه بالایوان دوست اکیریهاراواسان بروران اوریری
 من چو مالایوان زره باووخونیم زانیر کور واوزاکیری[۱]

مولانا شمس الدین بشنید باز برخاست بیامد و سر در قدم شیخ نهاد و در حال آن مرض از او زایل شد… »[۲]

این دو بیتی اگر هم ساخته خود شیخ صفی نبوده چنین پیداست که جز بزبان آذری نیست. ولی از معنای آن چیزی فهمیده نشد جز اینکه «بالایوان» یا «مالایوان» که از خود داستان بمعنی دیوانگان فهمیده میشود اگر «با» یا «ما» از ریشه کلمه نباشد «لایو» را میتوانیم پنداشت که همان کلمه »لیوه« است که در شوشتری و بختیاری بمعنی دیوانه و در آذربایجان بمعنی درمانده و ناشایست بکار میآید.

۲)هم ابن بزاز مینویسد: »پیره عبدالکریم خلخالی از پدر خود معروف بچنگی روایت کرد که او گفت نوبتی با مولانا محمد اسماعیلان خطیب خلخالی متوجه حضرت شیخ شدیم. من در راه این دو بیتی بخواندم وانشد:

 هرکه اورامنه بنام بخوندشوورو بسته داری کامروبند
 کاریا میرسی جهنامه دارانخداوند بنده بی بنده خداوند[۳]

خطیب محمد گفت این معنی روا نیست و نتوان گفتن. چون بحضرت شیخ رسیدیم بنشستیم اولین سخن که آغاز کرد فرمود پیره چنگی چون خواندی در راه که میآمدی خداوند بنده بی بنده خداوند. چون این سخن بشنیدم حیرتی بمن فرود آمد و خطیب محمد نعره زد و بیخود افتاد…»[۴]

در این دو بیتی تنها معنی لنگه بازپسین روشن است. از کلمه های آن سه لنگه هم »شوورو« شب و روز میباشد. در برهان مینویسد: اورامن «نوعی از خوانندگی و گویندگی باشد که آن خاصه فارسیانست و شعر آن بزبان پهلوی باشد». اگر «اورامنه» در لنگه نخست یک کلمه باشد میتوان گفت که بهمین معنی است.

  1. در نسخه خطی چنین است:
     هرکه مالایون بدوست اکیریهارواسان برور او ریری
     من چو مالایوان زره باروخونیم زانیرو کوروراویزاکیری
  2. صفوه الصفا نسخه چاپی صفحه ١٣٥
  3. در نسخه خطی چنین مینویسد:
     هرکه اورامنه به نام بخواندشود رو بسته داری کامروبند
     کار یا میرسی جهنامه دارانخداوند بنده بی بنده خداوند

    ولی پیداست که آنچه ما از نسخه چاپی آوردیم درست تر میباشد.

  4. صفوه الصفا نسخه چاپی ص ۱۹۱