از نعمت است، و غفلت از محرومیت است. این ، ندانستن و غفلت نعمت هائی است که از دستشان گرفته اند هی میگویند "الهی شکر" خدارا شکر که باز از این بدتر نشده! " همیشه بپائین دستت نگاه کن "! ... خوب ! اما اگر قرار بر این باشد که دیگر، کسی چرا بجلو برود ؟ اگر قرار باشد که ما به افغانستان نگاه کنیم ،افغانستان به یمن نگاه کند، یمن به موزامبیک نگاه کند پس اصلا" چراتکان بخوریم؟ چرا؟ این شکر واینگونه " خدا را شکر" فلسفه عقب گرد است و بزرگترین مصیبت!
و اما ..... در اینجا سئوالی میکنم و آن اینکه متجدد" ها ، بدون اینکه واقعا خدا را شکر کنند ، آیا عملا استحمار زده همین فلسفه احمقانه شکر گذاری نیستند؟ چرا منتها ،آبرومندانه تر، مدرن تر و لوکس تر! و گرنه" در سطح بلاهت " و در نفی بلاهت درست مثل "همانها " هستند! بالاخره از چیزهایی که دارند، از چیزهائی که دارند ، از چیزهائی که " خوش" شان کرده، از چیزهایی که پیشرفت و " موفقیت " رتبه و روشن بودن و "آزادی فردی" و بدست آوردن حق را در آن می بینند و می فهمند، از " روز مرگی " لذت میبرند و لابد از بابت همه اینها شکر شاکرند و راضی! اما رضایتشان " را ببینید که بخاطر چه مسائلی است!... این هم درست همان شکر گذاری احمقانه آنهاست!
۶۸