پرش به محتوا

برگه:خودآگاهی و استحمار.pdf/۵۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

دارم که از دست من گرفته اند و محروم کرده اند و باید من بخاطر، "انسان بودن " م ، بخاطر خودآگاهی انسانی ام ، پس بگیرم و بخاطر نیاز به عدالت خواهی ام ، باید ظلم را نپذیرم.

مذهب ، مذهب استحماری ، مرا در زیر بار ظلم وفقر، تمکین میکند ، دعوت به سکوت و صبر میکند ، و سروکار مرا به حضرت عباس " حواله میکند و از من سلب مسئولیت میکند !

دوم اینکه از آنطرف من به سرنوشت جامعه ، تجاوز میکنم، خیانت میکنم ، جنایت میکنم و "آن خود آگاهی اجتماعی " مرا وادار میکند که جبران کنم، به مردم خدمت کنم ، حقشان را پس بدهم اگر تا حالا خیانت میکردم یا در برابرشان بی تفاوت بودم حالا این تقصیر را، این تصور را، جبران کنم ، لیکن مذهب استحماری انحرافی ، بشکلی مرا غافل میکند که : "درست است خیانت کردی سرنوشت مردم را به دیگران فروختی، اما راهش این نیست که پس بدهی ،اصلا نمی شود پس داد! راه ساده تر دارد. چیه؟ اینست که این چند کلمه را شش مرتبه روبه قبله بخوانی دیگر کارت ساخته است، البته یک چیزی هم ...! هم گناهانت بخشیده میشود یعنی شفاعت ، بخش ، آمرزش ! خدای" اینجور مذهبی بسادگی از همه بدبختی ها ،زشتی ها ، بدیها ، صرفنظر میکند ، گناه

۵۶