برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۹۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۸۱

ارشد کشوری در دربار شاه شجاع متوقف خواهند بود که در اداره نمودن مملکت با شاه کمک کنند.

شاه شجاع با تمام این نظریات دولت انگلیس موافقت نمود، فقط پیشتهادی که داشت این بود که این عملیات زودتر شروع گردد. چونکه هر چه زودتر اقدام شود کامران و اهل هرات بیشتر قوت قلب پیدا خواهند نمود و بهتر مقاومت خواهند کرد، شاه علاوه نمود که باید فوری یک نفر را بهرات فرستاده و کامران را دلدادی داد و امیدوار نمود که از شهر هرات خوب دفاع کند.

در ۱۷ جولای ۱۸۳۸ شاه شجاع پیشنهادهای خود را بشرح زیر ادامه داد:

اول اینکه سلطنت افغانستان مابین اولاد او دائمی باشد. دوم بعد از آنکه شاه شجاع به تخت سلطنت افغانستان جلوس نمود و مملکت آرام شد حق داشته باشد بلخ، سیستان، بلوچستان و اطراف و نواحی کابل را ضمیمه قلمرو خود سازد، و بعضی شرایط دیگر که تمام را انگلیسها موافقت نمودند و قرارداد طرفین حاضر شده بامضا رسید.

این مژده را به زمان شاه کور، که او هم در این محل با شاه شجاع وظیفه‌خوار انگلیسها بود خبر دادند و او خیلی خوشوقت گردید که پس از چهل سال باز بمملکت اجدادی خود مراجمت میکند.

نقشه‌ای که انگلیسها کشیده بودند عملی شد و معلوم گردید که دلیل این همه مخالفت با دوست محمدخان چه بوده، جونکه ممکن نبود دوست محمدخان این شرایط را از انگلیسها قبول کند، بعلاوه اگر دوست محمدخان باقی میماند بعید نبود ملت افغانستان در تحت سرپرستی او متحد شده و بلای بزرگی برای انگلیسهای هندوستان تهیه کنند و عده‌ای از سیاسیون انگلیس دارای این عقیده بودند که عدم اتحاد بین امرای افغانستان عین صلاح دولت انگلیس میباشد چه نفاق آنها اسباب قدرت و نفوذ انگلیسها است.[۱]


  1. Captain Wade had declared his conviction that the disunion of the Afghan Chiefs was an element of sccurity to the British Government. (Kaye. P. 355)