برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۹۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۸۲

اینک قرارداد با امیر پنجاب و شاه شجاع بطوریکه دلخواه فرمانفرمای هندوستان بود بانجام رسید و لازم بود که قوای نظامی نیز تشکیل شده شاه شجاع را برده بکابل برساند، البته این قشون باید از مملکتی که در تحت تفوذ و سلطهٔ انگلیسها بود گرفته شود و آنها را صاحب‌منصبان انگلیسی تعلیم نموده برای این مقصود حاضر کنند.

در این هنگام لرد اوکلند فرمانفرمای کل، یک نقشهٔ عریض و طویل برای تصرف افغانستان تهیه دیده بود.[۱]

علاوه بر آنکه شاه شجاع کاملا بوسیله مستشاران لشکری و کشوری انگلیسها احاطه شده بود یکعده را نیز معین کرده بودند که در قندهار، غزنه و هرات متوقف باشند و امور آنجاها را در دست خود بگیرتد، ظاهر این امر این بود که شاه شجاع پادشاه افغانستان باشد ولی باطن امر اینکه جزئیات امور لشکری و کشوری در دست همکاران انگلیسی شاه شجاع قرار بگیرد.

در مدت قلیلی تمام مأمورین انگلیسی با قوای نظامی و مهمات و اسباب سفر آماده گردید. حال باید دید، این قشون باین عظمت با این عده مستشاران عالی‌رتبه انگلیسی و یک فرمانده کل و این همه مخارج برای چه بوده؟... البته لازم بود معلوم باشد این قوا با این دستگاه عریض و طویل برای چیست و بر ضد کدام دولت می‌باشد.

اگر برای جلوگیری از دولت ایران و مساعت بسکنه هرات است با خاتمه یافتن موضوع آن و اینکه شاه ایران از اطراف هرات مراجعت نموده بود دیگر اقدامی لزوم نداشت در این صورت میبایستی هندوستان و ممالکی که این قشون باید از آن جاها عبور کند بدانند مقصود از این لشکرکشی چه میباشد، البته فرمانفرمای کل هندوستان باید بگوید این همه تدارکات برای چیست.

در اول اکتبر ۱۸۳۸ تقریباً بیست روز بعد از مراجمت پادشاه ایران از خاک هرات فرمانفرمای کل هندوستان ابلاغیه ذیل را صادر نمود که چون موضوع آن


  1. جان ویلیام کی (صفحه ۳۶۶)