برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۶۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۵۲

و حال این قسمت مملکت هند هم از دست ما رفت.»[۱]

مأموریت محرمانه‌ای که باید الکساندر بورنس در این مسافرت خود بکابل بعنوان نمایندهٔ تجارتی دولت انگلیس انجام دهد از این قرار بوده که یک نقشهٔ کامل از اوضاع افغانستان تهیه نموده وظیفه یک دیپلومات سیاسی را نیز انجام دهد. این شخص بااستعداد در مدت ده روز نتیجه تحقیقات خود را راجع بنفوذ سیاسی ایرانیها در کابل اطلاع میدهد و بدقت استعداد و قوای قزلباش‌ها را که باقیماندهٔ ایرانیهای مقیم افغانستان میباشند معین نموده و میزان نفوذ آنهارا در سیاست و امور آن مملکت معلوم نموده است.

الکساندر بورنس مینویسد:

«در ۲۴ سپتامبر ۱۸۳۷ (مطابق ۱۲۵۲ هجری) بمجلس محرمانه امیر دوست محمدخان دعوت شدم. این مجلس در اطاق خلوت حرمخانه امیر واقع در قلعهٔ بالاحصار بود . در این محل فقط اکبرخان پسر امیر دوست محمدخان، خود امیر و من بودیم. این جلسه تا نصف شب طول کشید. امیر و پسرش بادقت تمام بگفته‌های من گوش میدادند. بالاخره نظریات سیاسی دولت انگلیس و حکومت هندوستان را قبول نمودند.»[۲]

بورنس گوید:

«یکی از پیشنهادهای من که مورد قبول واقع شد اتحاد امیر کابل با امیر سند میباشد که هر دو قبول کردند.»

در چهارم اکتبر همانسال باز یک جلسه محرمانه دیگر تشکیل گردید. در این جلسه نواب جبارخان هم حضور داشت و در این موقع دوست محمدخان کاملا تسلیم سیاست دولت انگلیس شده بود. موافقت دوست محمدخان در این جلسه بحدی بود که اسباب سوءظن من گردید که مبادا خدعه‌ای در کار باشد.»

بورنس گوید:

«امیر قندهار کهندل‌خان کاملا متمایل بدولت ایران است و چندی است


  1. جان ویلیام کی (صفحه ۱۷۷)
  2. جان ویلیام کی (صفحه ۱۸۴)