برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۶۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۵۳

میخواهد پسر خود را با تحف و هدایا بدربار پادشاه ایران بفرستد و حتی برادر وزیر مختار روس هم میخواهد هدیه بفرستد ولی امیر دوست محمدخان مانع این اقدامات است و از این عملیات امیر دوست محمدخان معلوم است که کاملا در دست ما میباشد و به پیش‌رفت سیاست ما علاقمند است۔»[۱]

در ۳۰ اکتبر ۱۸۳۷ الکساندر بورنس به فرمانفرمای هندوستان چنین مینویسد:

«امیر دوست محمدخان با نظریات ما کاملا موافق است، این موافقت یا برای حفظ خود میباشد و یا اینکه صلاح‌اندیشی‌های ما را قبول نموده است، در هر حال برای این موافقت او من همه نوع اعتبار مالی باو میدهم. دوست محمد خان تمام روابط خود را با روسها و ایران قطع نموده است و فرستادهٔ پادشاه ایران را که فعلا در کابل میباشد بحضور نپذیرفت. امیر دوست محمد خان را طوری حاضر و موافق نموده‌ام که یقین میدانم و عقیده دارم این موافقت او با سیاست ما اسباب رضایت دولت انگلستان را فراهم خواهد آورد. موقعیت فعلی دولت انگلستان در این دربار بنظر من خیلی رضایت‌بخش میباشد و این از احتراماتی که ملت افغان در این موقع بما نشان میدهد بخوبی پیداست.

دولت روس پیشنهادهای مفید نموده است که حقیقتاً برای افغانها خیلی مهم میباشد. همچنین دولت ایران در پیشنهادهای خود از هیچ بخششی مضایقه نکرده است. مملکت بخارا و سایر ممالک نیز از این حیث عقب نمی‌مانند. اما با تمام این احوال آنچه که تا حال اتفاق افتاده و هر روزه دارد اتفاق می‌افتد این است که امیر کابل اظهار میدارد او دوستی و موافقت اولیای انگلستان را بر تمام اینها ترجیح می‌دهد.

امیر کابل تعهد مینماید برادرهای خود را در قندهار برای مساعت ما حاضر کند و آنها را وا دارد از دوستی دولت ایران دست بردارند هر گاه نصایح او را قبول نکنند او حاضر است علیه آنها اقدامات خصمانه بکند.»

راجع به موضوع قندهار، بورنس بوزیر مختار انگلیس مقیم دربار طهران


  1. جان ویلیام کی (صفحهٔ ۱۸۵)