برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۸۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۲۷۷

فشار میآورد. دولت انگلستان مانند یک صراف ماهر و موقع‌شناس که خود بدهی داشته باشد، حاضر شد از فلاکت و تنگدستی طلب‌کار خود که در دست یک طلب‌کار بی‌رحم مسکوی گرفتار بود گرفتار بود استفاده نماید و خوب هم بموقع استفاده نمود.

سر جان مکدونالد از طرف دولت انگلستان حاضر شد دویست هزار تومان بدهد، مشروط بر اینکه این دویست هزار تومان قیمت دو ماده از قرارداد نوامبر ۱۸۱۴ باشد و بالاخره دولت ایران از ناچاری حاضر شد اصلاحات و تغییرات لازمه در آن قرارداد بعمل آید.[۱] یعنی مواد ۳ و ۴ لغو شود.

«فصل سوم قرارداد نوامبر ۱۸۱۴ - مقصود کلی از این عهدنامه آن است که دو دولت قوی شوکت از جانبین امداد و کمک بیکدیگر نمایند؛ بشرطی که دشمنان در نزاع و جدال سبقت نمایند و منظور این است که از امداد جانبین بیکدیگر هر دو دولت قوی و مستحکم گردند. این عهدنامه محض از برای رفع سبقت نمودن دشمنان در نزاع و جدال استقرار پذیرفته است و مراد از سبقت تجاوز نمودن از خاک متعلقه بخود و قصد ملک خارج از خود نمودن است و خاک متعلقه بهر یک از دولتین ایران و روس از قراریست که باطلاع وکلاء دولتین ایران و انگلیس و دولت روس بعد از این معین و مشخص گردد.

فصل چهارم همان قرارداد - چون در یک فصل از فصول عهدنامه مجمله که


  1. In this conjecture, England like an expert money lender was ready to take advantage of the embarrassments of the persian State and to make its own terms with the impoverished creditor of the unyielding Muscovite Sir John Macdonald on the part of British Government Passed a bond to the Shah for 250,000 Tomans as the Price of the amendments of the subsidy articles and subsequently obtained the required erasures the Payment of the money. P. 1533.