انوری (مقطعات)/کرد عالی بنای این مجدود
ظاهر
| کرد عالی بنای این مجدود | اختر سعد و طالع مسعود | |||||
| از برای نزول میر عمید | صدر دنیا ضیاء دین مودود | |||||
| آنکه حکمش دهد ز روی نفاذ | آتش و آب را نزول وصعود | |||||
| به تفکر رسد به سر فلک | به تجسس رسد به وهم حسود | |||||
| دل او برده بارنامهی بحر | کف او کرده کارنامهی جود | |||||
| هست فرمانش رهنمای قضا | هست احسانش نقش بند وجود | |||||
| نیست بر رای او غلط ممکن | نیست از عقل کل خطا معهود | |||||
| ای ز حزم تو در حوالی ملک | دولت و فتنه در قیام و قعود | |||||
| وی ز عدل تو در نواحی دهر | جور و انصاف در صدور و ورود | |||||
| پیش ذهن تو غیب برده رکوع | پیش کلک تو کرده وحی سجود | |||||
| به کمال خدای گر بجز اوی | هست کاملتر از تو یک موجود | |||||
| تا که افلاک را در این حرکت | نیست کون و فساد کس مقصود | |||||
| باد عمر تو درحصول مراد | همچو دوران چرخ نامعدود | |||||