انوری (مقطعات)/عادت کن از جهان سه خصلت را
ظاهر
| عادت کن از جهان سه خصلت را | ای خواجه وقت مستی و هشیاری | |||||
| زیرا که رستگار بدان گردی | امید رستگاری اگر داری | |||||
| با هیچکس نگشت خرد همره | کان هرسه را نکرد خریداری | |||||
| در هیچ دین و کیش کسی نشیند | هرگز از این سه مرتبه بیزاری | |||||
| دانی که چیست آن بشنو از من | رادی و راستی و کمآزاری | |||||
| به خدایی که ذات بیچونش | از همه عیبها بریست بری | |||||
| که مرا باز ماندن از خدمت | در همه کیشها خریست خری | |||||