انوری (مقطعات)/درین دو روزه توقف که بو که خود نبود
ظاهر
| درین دو روزه توقف که بو که خود نبود | درین مقام فسوس و درین سرای فریب | |||||
| چرا قبول کنم از کس آنکه عاقبتش | ز خلق سرزنشم باشد از خدای عتیب | |||||
| مرا خدای تعالی ز آسیای فراز | که عقل حاصل آنرا نیاورد به حسیب | |||||
| چو میدهد همه چیزی به قدر حاجت من | چنان که بیخبر سیب ماه رنگ به سیب | |||||
| ز بهر حفظ حیات آنچه بایدم ز کفاف | ز بهر کسب کمال آنچه بایدم ز کتیب | |||||
| هزار سال اگر عمر من بود به مثل | مرا نیاز نیاید به آسیای نشیب | |||||
| دو نعمتست مرا کان ملوک را نبود | به روز راحت شکر و به روز رنج شکیب | |||||