انوری (مقطعات)/خداوندا تو آنی کافرینش
ظاهر
| خداوندا تو آنی کافرینش | به کلی هست چون دریا و تو در | |||||
| جهان را پهلوان چون تو نباشد | زهی از تو جهان را صد تفاخر | |||||
| ندارد بیشهی دولت چو تو شیر | نزاید مادر گیتی چو تو حر | |||||
| به گیتی فتنه کی بنشستی از پای | اگز نه تیغ تو گفتیش التر | |||||
| فلک با اختران گفتا که آن کیست | که هست از خیل او چشم ظفر پر | |||||
| رکاب تو ببوسیدند و گفتند | الغ جاندار بک اینانج سنقر | |||||