انوری (مقطعات)/تویی آن صدر که بر پایهی قدرت نرسد
ظاهر
| تویی آن صدر که بر پایهی قدرت نرسد | به مثل گر سر خصم تو بر افلاک بود | |||||
| دست در دامن جاه تو زند هرکه ورا | دامن دولتش از دست فلک چاک بود | |||||
| زهر آسیب زمانه نکند هیچ خلل | هر کرا خدمت درگاه تو تریاک بود | |||||
| زاستین کرم تست اگر درهمه عمر | دامنی بینی کزگرد فلک پاک بود | |||||
| پس پسندی ز پسندیده خصالت که سه روز | پای من چون سر بد خواه تو بر خاک بود | |||||
| چه خبر باشد از لشکر جاهت که درو | به حسب مشرف و عارض دهد باک بود | |||||