انوری (مقطعات)/ای کریمی که در زمین امید
ظاهر
| ای کریمی که در زمین امید | هرچه رست از سحاب جود تو رست | |||||
| لغزی گفتهام که تشبیهش | هست زاحوال بدسگال تو چست | |||||
| آنچه از پارسی و تازی او | چون مرکب کنی دو حرف نخست | |||||
| در مزان هرکه بیندش گوید | نامی از نامهای دشمن تست | |||||
| باز چون با ز پارسیش افتاد | در ... مادرش چه سخت و چه سست | |||||
| وانچه باقی بماند از تازیش | هست همچون شمایلش به درست | |||||
| مر مرا در شبی که خدمت تو | روی بختم به آب لطف بشست | |||||
| دادهای آن عدد که بر کف راست | پشت ابهام از رکوع آن جست | |||||
| بده ار پخته شد و گر نی نی | نه تو در بصرهای نه من در بست | |||||
| در دو هستیت نیستی مرساد | تا که مرفوع هست باشد هست | |||||