انوری (مقطعات)/ای نمودار آفتاب بلند
ظاهر
| ای نمودار آفتاب بلند | گشته ایمن چو آسان ز گزند | |||||
| صورت فتح و قبهی ظفری | اینچنین دلگشای دشمن بند | |||||
| ساحتت آب قندهار ببرد | صنعتت بیخ نوبهار بکند | |||||
| سقف تو با سپهر همسایه | صحن تو با بهشت خویشاوند | |||||
| آسمانی که نیستت همتا | یا بهشتی که نیستت مانند | |||||
| از تو آباد باد و فرخ باد | آنکه بنیاد فرخ تو فکند | |||||
| مجد دین بوالحسن هست عقیم | مادر عالم از چو او فرزند | |||||
| آنکه دستش به دادن روزی | آمد اندر زمانه روزی مند | |||||
| تا ز تاریخها شود معلوم | کز فلان چند شد ز بهمان چند | |||||
| عدد سالهای عمرش باد | همچو تاریخ پانصد و چل و اند | |||||
| به خدایی که دست قدرت او | ناوک مجری قدر فکند | |||||
| دست قهرش مگر ز وعد و وعید | جوز در مغز معصیت شکند | |||||
| کز ملافات مردک جاهل | بیخ شادی ز جان و دل بکند | |||||