انوری (مقطعات)/ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
ظاهر
| ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای | گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد | |||||
| آستان ساحت جاه ترا چون برکشید | عقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد | |||||
| فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوخت | چون قضا در دیدهی بخت تو بیداری نهاد | |||||
| دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانک | بالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد | |||||
| عذر آن اقدام چون خواهم که خاکش را سپهر | سرمهی چشم خداوندی و جباری نهاد | |||||
| شاد باش ای مصطفی سیرت که خلق شاملت | بیتکلف بر تکبر داغ بیزاری نهاد | |||||
| از شرف در عرض من عرقی نهادستی چنانک | مصطفی در نسل بوایوب انصاری نهاد | |||||