انوری (مقطعات)/ای جهان را دفین به دست تو در
ظاهر
| ای جهان را دفین به دست تو در | چون معادن هزار سرمایه | |||||
| دولتت را دوام همخانه | مدتت را زمانه همسایه | |||||
| گردن و گوش آفرینش را | رسمهای تو گشته پیرایه | |||||
| جود را پروریده همت تو | راست چونان که طفل را دایه | |||||
| ملکی در محاسن و اخلاق | زان نداری محاسن و خایه | |||||
| آفتابی و در مراتب جاه | آفتابت فروترین پایه | |||||
| چیست کز تابش تو در نورند | همه آفاق و بنده در سایه | |||||