انوری (مقطعات)/ای جهانی پر از مکارم تو
ظاهر
| ای جهانی پر از مکارم تو | انوری در جهان ترا دارد | |||||
| چون قویدل بود به رحمت تو | هر زمان زحمتت همی آرد | |||||
| چکند گرچه نیست بر تو عزیز | خویشتن خوار مینپندارد | |||||
| بسکه کوشد که با تو دم نزند | کرمت خامشش بنگذارد | |||||
| مبرمی شرط شاعریست ولیک | بنده را زان شمار نشمارد | |||||
| اینک این مباینت حکمیست | که به انصاف حکم بگزارد | |||||
| اینکه او پشت دست میخاید | همه را پشت پای میخارد | |||||
| چه کنم قصه چون دراز کنم | عیش تلخم همی بیازارد | |||||
| آب چون آتشم فرست که باد | بر سرم خاک غم همی بارد | |||||
| آب انگور بوک سعی کند | تا غمم غوره در نیفشارد | |||||