انوری (مقطعات)/ای جهانت به مهر دل جویان
ظاهر
| ای جهانت به مهر دل جویان | آسمان هم در این هوس پویان | |||||
| مویهگر گشته زهرهی مطرب | بر جهان و جهانیان مویان | |||||
| عمر خوش خوی روترش کرده | بیتو بر زندگان چو بدخویان | |||||
| کرده اجرام ماتمت بر وی | چرخ رایان مشتری رویان | |||||
| من ز حج زیارتت عاجز | وانگه آن کعبه را به جان جویان | |||||
| روزم از دود آتش تقدیر | تیره چون طرهی سیه مویان | |||||
| خوانم از نعمت تو بود و نهاد | در کمی روی و داردش روی آن | |||||
| زانکه پیوسته مردم چشمم | هست روی از غمت به خون شویان | |||||
| ای که مستور عدت کف تست | قطره در ابر همچو بیشویان | |||||
| نور و ظلمت ز پویهی قدمت | خاک کیوت چو عاشقان بویان | |||||
| نفس تو تازیان و در منزل | تازه گلهای ارجعی رویان | |||||
| تو و سکان سده در نسبت | همه همشهریان و هم کویان | |||||
| عرش رخ در جنابت آورده | قدس الله روحه گویان | |||||