انوری (مقطعات)/اگر به رنج ندارد اجل نجیبالدین
ظاهر
| اگر به رنج ندارد اجل نجیبالدین | که هیچ رنج مبادش ز عالم بدکیش | |||||
| به پارهای سیهی بر سرم نهد منت | به شرط آنکه دگر دردسر نیارم بیش | |||||
| به وقت خواندن این قطعه دانم این معنی | به گوشهی دل او بگذرد که ای درویش | |||||
| دل من از سیهی دادن تو سیر آمد | دل تو سیر نگشت از سپیدکاری خویش | |||||