انوری (قصاید)/یافت احوال جهان رونق جاویدانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (قصاید)  از انوری
(یافت احوال جهان رونق جاویدانی)
'


 یافت احوال جهان رونق جاویدانیچرخ بنهاد ز سر عادت بی‌فرمانی 
 در زمان دو سپهدار که از گرد سپاهبر رخ روز درآرند شب ظلمانی 
 باز در معرکه چون صبح سنان‌شان بدمددل شب همچو رخ روز شود نورانی 
 دو جهان‌گیر و دو کشور ده و اقلیم سناننه به یک ملک به صد ملک جهان ارزانی 
 عضد دولت و دین آن همه افریدونیناصر ملت و ملک این همه نوشروانی 
 رای آن بر افق عدل کند خورشیدیقدر این بر فلک ملک کند کیوانی 
 عدل‌شان گویی خاصیت لاحول گرفتچون قضا تهنیه‌شان گفت به گیتی‌بانی 
 زانکه در سایه‌ی او می‌نتواند که زندهیچ شیطان ستم نیز دم شیطانی 
 پاسشان حبس زمین است و درو قارون‌وارفتنه و جور و ستم هر سه شده زندانی 
 گر زمین را همه در سایه‌ی انصاف کشندجغد جاوید ببرد طمع از ویرانی 
 ور جهان را گره ابروی کین بنمایندبگریزد ز جهان صورت آبادانی 
 ور به چشم کرمی جانب بالا نگرندچرخ بیرون شود از ورطه‌ی سرگردانی 
 ور ز فغفور و ز قیصر مثلا یاد کنندهر دو بر خاک نهند از دو طرف پیشانی 
 گشته بخشودن ایشان سبب آسایشگشته بخشیدن ایشان سبب آسانی 
 بزم ایشان چو بهشتست که بر درگه اومرحباگویان اقبال کند رضوانی 
 رزم ایشان چو سعیرست که در حفره‌ی اواخسوا خوانان شمشیر کند نیرانی 
 هر کجا ژاله زند ابر کمانشان بینیموجها خاسته از خون عدو طوفانی 
 تا جه ابریست کمانشان که چو باران باردآسمان بر سر خورشید کشد بارانی 
 تیغشان گر به ضیافت چو خلیل‌الله نیستدام و دد را چکند روز وغا مهمانی 
 دستشان گر ید بیضای کلیم‌الله نیستچکند رمح درو همچو عصا ثعبانی 
 شکل توقیع مبارکشان تقدیر بدیدگفت برنامه‌ی ما چون نکنی عنوانی 
 ملکشان را مدد از جغری و طغرل کم نیستزان امیری برسیدند بدین سلطانی 
 ملک یزدان به غلط کی دهد آخر سریستاندرین ملک بدین منتظمی تا دانی 
 هرچه یزدان ندهد بخت و فلک هم ندهدکار آن مرتبه دارد که بود یزدانی 
 مدح ایشان به سزا چرخ نیارد گفتنانوری داد بده رو که تو هم نتوانی 
 لیک با این همه ای در بر روح سخنتروح بی‌فایده اندر سخن روحانی 
 گرچه در انشی نظمی که در ایشان گوییراه بر قافیه می گم شود از حیرانی 
 مصطفی سیرتی و هردو بدان آوردتکه در این ملک همه عمر کنی حسانی 
 تاکه بر چارسوی عالم کونست و فسادروی نرخ امل خلق سوی ارزانی 
 عدل ایشان سبب عافیت عالم بادملک را عدل دهد مدت جاویدانی 
 کار گیتی همه فرمانبری ایشان بادکار ایشان به جهان در همه فرمان رانی