انوری (قصاید)/خراب کرد به یکبار بخل کشور جود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (قصاید)  از انوری
(خراب کرد به یکبار بخل کشور جود)
'


 خراب کرد به یکبار بخل کشور جودنماند در صدف مکرمات گوهر جود 
 وبال گشت همه فضل و علم و راحت و مالشرنگ گشت همه نوش و شهد و شکر جود 
 برفت باد مروت بگشت خاک وفاببست آب فتوت بمرد آدر جود 
 نخفت فتنه و بی‌جفت خفت شخص هنرنماند همت و بی‌شوی ماند دختر جود 
 فلک به مهر نشد یک نفس مطیع خردجهان به کام نشد یک زمان مسخر جود 
 دریده گشت به زوبین ناکسی دل لطفبریده گشت به شمشیر ممسکی سر جود 
 نمی‌دمد به مشامم نسیم سنبل عدلنمی‌دهد به دماغم بخار عنبر جود 
 به صدق نیست در این عهد بخت ناصر جاهبه طبع نیست در این عصر ملک غمخور جود 
 هلاک گشت عقات امل ز گرسنگیمگر نماند به برج شرف کبوتر جود 
 چرا فروغ نیابد هوای سال امیدکه آفتاب هنر رفت در دو پیکر جود 
 وجود جود عدم گشت و نیست هیچ شکیکه در جهان کرم کس ندید منظر جود 
 کنون که صبح خساست به شرق بخل دمیددرون پرده شود آفتاب خاور جود 
 سهیل عدل نتابد به طرف قطب شرفسپهر ملک نگردد به گرد محور جود 
 در این هوس که خرامنده ماه من برسیدبه شکل عربده بر من کشید خنجر جود 
 لبش به نوش بیاکنده لطف صانع لطفرخش به مشک نگاریده صنع داور جود 
 به خشم گفت که چندین به رسم بی‌ادبانمگوی مرثیه‌ی جود در برابر جود 
 امید جود مبر از جهان کنون که گشادفلک به طالع فرخنده بر جهان در جود 
 به عون همت سلطان عصر و شاه جهانشجاع دولت و سالار ملک و صفدر جود 
 خدایگان سلاطین ستوده عزالدینکمال ملت و دیهیم عدل و مفخر جود 
 جهانگشای ولی نعمتی که همت اوهمیشه هست به انعام روح‌پرور جود 
 طری به مکرمت جود اوست سوسن ملکقوی به تقویت کلک اوست لشکر جود 
 به فهم حکمت او حاصل است مشکل علمبه وهم همت اوظاهر است مضمر جود 
 نهفته در دل داهیش بخت ذات کرمسرشته در کف کافیش طبع جوهر جود 
 به یمن دولت او گشت چرخ خادم ملکبه عون همت او هست دهر چاکر جود 
 زهی به حزم و فراست کمال رتبت و جاهخهی به عزم و سیاست کمال و زیور جود 
 تویی به طالع میمون مدام بابت ملکتویی به رای همایون همیشه در خور جود 
 به احتشام تو فرخنده گشت طالع سعدبه احترام تو رخشنده گشت اختر جود 
 ز عکس تیغ تو تایید یافت بازوی عدلبه نوک کلک تو تشریف یافت محضر جود 
 غلام ملک تو بر سر نهاد تاج شرفعروس بخت تو بر روی بست معجر جود 
 ندید مثل تو هنگام عدل چشم خردنزاد شبه تو هنگام لطف مادر جود 
 بنازنید ترا افتخار بر سر تختبپرورید ترا روزگار بر بر جود 
 صفات حمد تو در ابتدای مصحف مجدمثال نعت تو در انتهای دفتر جود 
 ز هول جود تو لاغر شدست فربه بخلز امن بر تو فربه شدست لاغر جود 
 شدست نام تو مجموع بر وجود کرمبدین صفات شدی در زمانه سرور جود