انوری (قصاید)/ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (قصاید)  از انوری
(ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین)
'


 ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکینجاودان منصور بادا رایت طغرل تکین 
 نعمت انصاف عالم را ز عدل عام اوستکیست آنکو نیست اندر نعمت طغرل تکین 
 تو و ظلمت از حضور و غیبت خورشید دانامن و تشویش از حضور و غیبت طغرل تکین 
 خسروان دل برقرار ملک آن گاهی نهندکاوردشان آسمان در بیعت طغرل تکین 
 پهلوانان دل ز جان و جاه آنگه برکنندکافکندشان روزگار از طاعت طغرل تکین 
 اختیار تاج و تختش نیست ورنه چیست کماز دگر شاهان شکوه و شوکت طغرل تکین 
 کو فریدون گو بیا نظاره کن اندر جهانتا ببینی خویشتن در نسبت طغرل تکین 
 ملک اگر در دولت سنجر به آخر پیر شدشد جوان بار دگر در نوبت طغرل تکین 
 هفت کشور زیر فرمان کرد و هم نوبت سه زدصبر کن تا پنج گردد نوبت طغرل تکین 
 قدرت طغرل تکین نوعی است گویی از قدربر جهان زان غالب آمد قدرت طغرل تکین 
 چرخ را گفتم دلیری می‌کنی در کارهاگفت از خود نه ولی از صولت طغرل تکین 
 کهربا در کاه نتواند تصرف کرد نیزبی‌اجازت نامه‌ای از حضرت طغرل تکین 
 لشکر طغرل تکین بر هم زنندی خاک و آبگرنه ساکن داردیشان هیبت طغرل تکین 
 تنگ میدان ماندی فتح و نگون رایت طفرگر نباشندی طفیل نصرت طغرل تکین 
 از پی آسایش خلقست و آرام جهانهرچه هست از آلت و از عدت طغرل تکین 
 ورنه آخر ملک عالم کیست با این طول و عرضتا بدو مغرور گردد رغبت طغرل تکین 
 با خرد گفتم که بیرون سپهر احوال چیستگفت دانی از که پرس از همت طغرل تکین 
 باز گفتم عادت طغرل تکین در ملک چیستگفت انصافست و بخشش عادت طغرل تکین 
 رحمتی دیدی که جویای گنه باشد مدامرحمت یزدان‌شناس و رحمت طغرل تکین 
 حاجت از طغرل تکین شاید که خواهی بهر آنکجز به یزدان نیست هرگز حاجت طغرل تکین 
 نیست کس را بر جهان منت جز او را گرچه نیستدر عطا منت نهادن سیرت طغرل تکین 
 قربت طغرل تکین را نیکبختی لازمستنیک بختا انوری از قربت طغرل تکین 
 چون خداوندی از این خدمت همی حاصل شودما و زین پس آستان و خدمت طغرل تکین 
 بر جهان چون سایه‌ی ابرست و نور آفتاببخشش بی‌وعده و بی‌منت طغرل تکین 
 چون جهان از دولت طغرل تکین دارد نظامتا جهان باقیست بادا دولت طغرل تکین 
 مدت طغرل تکین چندان که دوران سپهروام خواهد روزگار از مدت طغرل تکین