انوری (قصاید)/ای تیغ تو ملک عجم گرفته

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (قصاید)  از انوری
(ای تیغ تو ملک عجم گرفته)
'


 ای تیغ تو ملک عجم گرفتهانصاف تو جای ستم گرفته 
 اقبال جناب ترا گزیدهباقی جهان جمله کم گرفته 
 پشتی شده در نیک و بد جهان راهر پشت که پیش تو خم گرفته 
 از نام خدای و رسول نامتترکیب حروف و رقم گرفته 
 وآنگه ز زبان بی‌عناء سکهدر چهره زر و درم گرفته 
 اطراف بساط عریض جاهتآفاق حدوث و قدم گرفته 
 اسرار فلک مشرف وقوفتتا شام ابد در قلم گرفته 
 گه سقف سپهر از خیال بزمتآرایش باغ ارم گرفته 
 گه قطر زمین از ثبات رزمتتا پشت سمک رنگ و نم گرفته 
 فرمان تو آن مستحق طاعتبی‌عنف رقاب امم گرفته 
 انصاف تو در ماجرای شیرانآهو بچگان را حکم گرفته 
 عفو تو قبول شفا شکستهخشم تو مزاج الم گرفته 
 بذلت در و دیوار آرزو رادر نقش و نگار نعم گرفته 
 هر هفته‌ای از جنبش سپاهتگیتی همه کوس و علم گرفته 
 در موکب تو اژدهای رایتشیران عرین را به دم گرفته 
 هرجا که سپاه تو پی فشردهدر سنگ نشان قدم گرفته 
 حفظ تو جهان را چو بر باریدر سایه‌ی فضل و کرم گرفته 
 شام و شفق از آفتاب رایتدوکان ز بر صبحدم گرفته 
 در لوح زبان جای خاک‌پایتاندازه‌ی واو قسم گرفته 
 عدل تو به احداث عشقبازیبس تیهو و شاهین به هم گرفته 
 از تخت تو وقت سال سائلتا عرش صداء نعم گرفته 
 آز از کرب امتلاء دایمویرانه‌ی کتم عدم گرفته 
 در عرض سپاه تو مرغ و ماهییکسر همه حکم حشم گرفته 
 در پیکر دیو از شهاب رمحتخون صورت شاخ بقم گرفته 
 بدخواه تو را خاک مادرآسااز پشت پدر در شکم گرفته 
 از ناله‌ی خصم تو گوش گردونخاصیت جذر اصم گرفته 
 چشمش که زباست به وقت خوابشاز نم صفت لاتنم گرفته 
 او آمده و فتنه را به عمیادر دزدی آن متهم گرفته 
 ای تو ز ثنا بیش و خسروان رادامن خسک مدح و ذم گرفته 
 حاسد به کمالت کند تشبهلیکن چو به فربه ورم گرفته 
 تا در حرم آسمان نگرددبر کس در شادی و غم گرفته 
 شادی تو باد ای حریم گیتیاز عدال تو امن حرم گرفته 
 در سلک سماطین روز بارتکیوان سر صف خدم گرفته 
 در حلقه‌ی خنیاگران بزمتخاتون فلک زیر و بم گرفته 
 عمر تو مقامات نوح دیدهجاه تو ولایات جم گرفته 
 هر عید عرب تا به روز محشرجشن تو سواد عجم گرفته