انوری (غزلیات)/گر وفا با جمال یار کند
ظاهر
| گر وفا با جمال یار کند | حلقه در گوش روزگار کند | |||||
| ماه دست از جمال بفشاند | گر بر این پای استوار کند | |||||
| نازها میکند جفا آمیز | ور بنالم یکی هزار کند | |||||
| با چنین اعتماد بر خوبی | نکند ناز پس چه کار کند | |||||
| چشمش از بیشهها جفا داند | زلفش از کارها شکار کند | |||||
| این دعا خوش بر آستین بندد | وین سزا نیک در کنار کند | |||||
| دل و دینم ببرد و سود کنم | گر بر این مایه اختصار کند | |||||
| بارکش انوری که یارگر اوست | زین بتر صد هزار بار کند | |||||