انوری (غزلیات)/گرفتم کز غم من غم نداری
ظاهر
| گرفتم کز غم من غم نداری | عفاکالله دروغی هم نداری | |||||
| به بند عشوه پایم بسته میدار | کز این سرمایه باری کم نداری | |||||
| به دشنامی که دشمن را بگویند | دلم در دوستی خرم نداری | |||||
| برو کاندر ستمکاری چو عالم | نظیری در همه عالم نداری | |||||
| مرا گویی چو زین دستی که هستی | چرا پای دلت محکم نداری | |||||
| جواب راست چون دانی که تلخ است | لب شیرین چرا بر هم نداری | |||||
| دلم در دست تست آخر مرا نیز | در این یک ماجرا محرم نداری | |||||
| بدیدم گرچه درد انوری را | تویی مرهم تو هم مرهم نداری | |||||