انوری (غزلیات)/هر کرا با تو کار درگیرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(هر کرا با تو کار درگیرد)
'


 هر کرا با تو کار درگیردبهره از روزگار برگیرد 
 به سخن لب ز هم چو بگشاییهمه روی زمین شکر گیرد 
 چون زند غمزه چشم غمازتدو جهان را به یک نظر گیرد 
 چشم تو آهویی است بس نادرکه همه صید شیر نر گیرد