انوری (غزلیات)/هرکس که ز حال من خبر یابد
ظاهر
| هرکس که ز حال من خبر یابد | بدعهدی تو به جمله دریابد | |||||
| بر من غم تو کمین همی سازد | جانم شده گیر اگر ظفر یابد | |||||
| عشقت به بهانهای دلم بستد | ترسم که بهانهی دگر یابد | |||||
| خواهم که دمی برآورم با تو | بیآنکه زمانه زان خبر یابد | |||||
| دی بنده به دل خرید وصل تو | امروز به جان خرد اگر یابد | |||||
| زان میترسم که هر متاعی را | چون نرخ گران شود بتر یابد | |||||