انوری (غزلیات)/عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد)
'


 عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آردهر دو جهانش به زیر پای درآرد 
 عقل که در کوی روزگار نپایدبر سر کوی تو عمرها به‌سر آرد 
 صبر که ساکن‌ترین عالم عشق استزلف تو هر ساعتش به رقص درآرد 
 با توبه بیشی صبر درنتوان بستزانکه به یک روزه غم شکم ز بر آرد 
 بوی تو باد ار شبی برد به طوافیجمله‌ی عشاق را ز خاک برآرد 
 گفتم یارب چه عیشها کنمی منگر ز وصال توام کسی خبر آرد 
 هجر ترا زین حدیث خنده برافتادگفت که آری چنین بود اگر آرد