انوری (غزلیات)/صبر با عشق بس نمی‌آید

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(صبر با عشق بس نمی‌آید)
'


 صبر با عشق بس نمی‌آیدیار فریادرس نمی‌آید 
 دل ز کاری که پیش می‌نرودقدمی باز پس نمی‌آید 
 عشق با عافیت نیامیزدنفسی هم‌نفس نمی‌آید 
 بی‌غمی خوش ولایتست ولیکزیر فرمان کس نمی‌آید 
 داد در کاروان خرسندیستزان خروش جرس نمی‌آید 
 چه کنم عسکری که نی‌شکرشبی‌خروش مگس نمی‌آید 
 گویی از جانت می‌برآید پایچه حدیثست بس نمی‌آید