انوری (غزلیات)/زلفت چو به دلبری درآمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(زلفت چو به دلبری درآمد)
'


 زلفت چو به دلبری درآمدبس کس که ز جان و دل برآمد 
 هم رایت خوشدلی نگون شدهم دولت بی‌غمی سر آمد 
 دل گم نشود در آنچنان زلفکز فتنه جهان به هم برآمد 
 کاندیشه به حلقه‌ایش درشدکم گشت و چو حلقه بر در آمد 
 چشم سیه سپید کارتدر کار چنان سیه‌گر آمد 
 کز کبر به دست التفاتشپهلوی زمانه لاغر آمد 
 چنان حذر من از غم توآوخ که غم تو بهتر آمد 
 در موکب ترکتاز غمزه‌تبشکست در دل و درآمد 
 بی‌رنگ رخ تو چون برد حسنماه آمد و در برابر آمد 
 هر خط که خریطه‌دار او داشتدر حسن همه مزور آمد 
 حسن تو چو شعر انوری نیزگویی به مزاج دیگر آمد