انوری (غزلیات)/در حسن قرین نوبهار آیی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(در حسن قرین نوبهار آیی)
'


 در حسن قرین نوبهار آییدر جور نظیر روزگار آیی 
 چون شاخ زمانه‌ای که هر ساعتاز رنگ دگر همی بیارایی 
 هر وعده که بود در میان آمدماند آنکه تو باز در کنار آیی 
 در کار تو می‌فروشود روزمآخر تو چه روز را به کار آیی 
 گویی به سرم که از تو برگردمتا با سر نالهای زار آیی 
 سوگند مخور که من ترا دانمدانم که به قول استوار آیی 
 گر عشق ز انوری درآموزیحقا که به کفر یار غار آیی