انوری (غزلیات)/درمان دل خود از که جویم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(درمان دل خود از که جویم)
'


 درمان دل خود از که جویمافسانه‌ی خویش با که گویم 
 تخمی که نروید آن چه کارمچیزی که نیابم آن چه جویم 
 آورد فراق زردروییدور از رخت ای صنم برویم 
 ای یوسف عصر بی‌رخ توبیت‌الاحزان شدست کویم 
 اندر ره حرص با دو همراهچون بیم و امید چند پویم 
 من تشنه بر آن لبم وگر چندبر چهره همی رود دو جویم 
 بی‌سنگ شدم ز فرقت آریوقتست اگرنه سنگ و رویم