انوری (غزلیات)/حسنت اندر جهان نمی‌گنجد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(حسنت اندر جهان نمی‌گنجد)
'


 حسنت اندر جهان نمی‌گنجدنامت اندر دهان نمی‌گنجد 
 راز عشقت نهان نخواهد ماندزانکه در عقل و جان نمی‌گنجد 
 با غم تو چنان یگانه شدمکه دل اندر میان نمی‌گنجد 
 طمع وصل تو ندارم ازآنکوعده‌ات در زبان نمی‌گنجد 
 آخر این روزگار چندان ماندکه دروغی در آن نمی‌گنجد 
 روی پنهان مکن که راز دلمبیش از این در نهان نمی‌گنجد 
 گویی از نیکویی رخ چو مهمدر خم آسمان نمی‌گنجد 
 چه عجب شعر انوری را نیزمعنی اندر بیان نمی‌گنجد