انوری (غزلیات)/تا که دستم زیر سنگ آورده‌ای

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(تا که دستم زیر سنگ آورده‌ای)
'


 تا که دستم زیر سنگ آورده‌ایراستی را روز من شب کرده‌ای 
 از غم عشق تو دل خون می‌خوردوای آن مسکین که با او خورده‌ای 
 یک به ریشم کم کن از آهنگ جورگرنه با ایام در یک پرده‌ای 
 دل همی دزدی و منکر می‌شویبازیی نیکو به کو آورده‌ای 
 با چنین دست اندرین بازی مگرسالها این نوع می پرورده‌ای 
 انوری دم درکش و تسلیم کنکین ستم بر خویشتن خود کرده‌ای