انوری (غزلیات)/بی‌گناه از من تبرا می‌کنی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(بی‌گناه از من تبرا می‌کنی)
'


 بی‌گناه از من تبرا می‌کنیآنچه از خواریست با ما می‌کنی 
 سهل می‌گیرم خطاکاری توورچه می‌دانم که عمدا می‌کنی 
 من خود از سودای تو سرگشته‌امهر زمان با من چه صفرا می‌کنی 
 کشتی عمرم شکستست ای عجبچشمم از خونابه دریا می‌کنی 
 جان نخواهم برد امروز از غمتوعده‌ی وصلم به فردا می‌کنی 
 ناز دیگر می‌کنی هر ساعتیشاد باش احسنت زیبا می‌کنی 
 روی خوب تو ترا پشتی قویستاین دلیریها از آنجا می‌کنی 
 انوری چون در سر کار تو شدبر سر خلقش چه رسوا می‌کنی