انوری (غزلیات)/بنامیزد به چشم من چنانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات)  از انوری
(بنامیزد به چشم من چنانی)
'


 بنامیزد به چشم من چنانیکه نیکوتر ز ماه آسمانی 
 اگر چون دیده ودل بودیم دیبیا کامروز چون جان جهانی 
 به یک دل وصلت ارزانم برآمدچه می‌گویم به صد جان رایگانی 
 اگر با من نیی بی‌تو نیم منعجب هم در میان هم بر کرانی 
 خیالت رنجه گردد گه گه آخرتو نیز این ماه‌گر خواهی توانی 
 ترا بر من به دل باشد که یارممرا از تو گذر نبود که جانی 
 من از تو روی برگشتن ندانمتو گر برگردی از من آن تو دانی