انوری (غزلیات)/باز چون در خورد همت میکنم
ظاهر
| باز چون در خورد همت میکنم | سر فدای تیغ نهمت میکنم | |||||
| قیمت یک بوس او صد بدره زر | گر کنم با او خصومت میکنم | |||||
| من دهان خوش میکنم لیکن کجاست | وه که یک جو زانچ قیمت میکنم | |||||
| دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار | یک زمان یعنی که رحمت میکنم | |||||
| بر سر آن نکتهای دریافتم | گرچه دانستم که زحمت میکنم | |||||
| چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار | بر سر پا نیز خدمت میکنم | |||||