انوری (غزلیات)/ای مانده من از جمال تو فرد
ظاهر
| ای مانده من از جمال تو فرد | هجران تو جفت محنتم کرد | |||||
| چشمیست مرا و صدهزار اشک | جانیست مرا و یک جهان درد | |||||
| گردون کبودپوش کردست | در هجر تو آفتاب من زرد | |||||
| در کار تو من هنوز گرمم | هان تا نکنی دل از وفا سرد | |||||
| جفت غمم و خوشست آری | اندی که منم ز درد تو فرد | |||||
| با منت چون تویی توان ساخت | زهر غم چون تویی توان خورد | |||||