امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/گمراه شدم ره سوی جانان ز که پرسم؟
ظاهر
| گمراه شدم ره سوی جانان ز که پرسم؟ | وز هجر به مردم خبرمان ز که پرسم؟ | |||||
| از سرزنش مرده دلان جان به لب آمد | داروی دل زار پریشان ز که پرسم؟ | |||||
| خواب اجلم در سر و من مست خیالت | تفسیر چنین خواب پریشان ز که پرسم | |||||
| دادند نشان دل خسرو سوی چشمت | مست است چو آن نرگس فتان ز که پرسم | |||||