امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد)
'


 ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب دادوز تگرگ روح پرور مالش عناب داد 
 چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کردخنجر زهرآب داده در کف قصاب داد 
 دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد دادجان گریبان پاره کرد وخویش را برباد داد 
 ترسم از پرده برون افتم چو گل کاین باد صبحزان گلستانها که روزی با تو بودم یاد داد 
 دارد اندر دل غباری گریه وقت تست هانکارکن اندر دش گر می‌توانی کار کرد 
 می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلقخود همی میرند کسی را چشم من کم می‌کشد 
 ای که بر کندی دل از پیمان یاران قدیمگاه‌گاهت یاد باید کرد از عهد و داد 
 محنت هجران ورنج راه و تشویق سفراین‌همه گویی نصیب جان مهجورم فتاد 
 چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی ؟من همی گویم ولی از من که باور می‌کند ؟