امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دل بازبهوش آمد جانان که می‌آید؟

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(دل بازبهوش آمد جانان که می‌آید؟)
'


 دل بازبهوش آمد جانان که می‌آید؟بیمار به هوش آمد درمان که می آید ؟ 
 ای دل تو نمی‌گفتی که اینک ز پی مردناسباب مهیا کن آن جان که می آید ؟ 
 خود نامه‌ی خویش آورد از بهر قصاص آمدسرخاک ره قاصد فرمان که می آید ؟ 
 گفتم که بسوزم جان برآتش روی توگفتا که چرا غم را پروانه نمی‌یابد 
 گفتم که شوم محرم در مجلس خاص توگفتا که حریف ما دیوانه نمی‌باید 
 بر ما فتد ار تا بی زان رخ چه شوی رنجهمهتاب ز افتادن افگار نخواهد شد 
 در خواب نبینید رخ آرام دگر بارهر دل که طلب در طمع و صل شما کرد 
 گفتم به من افگن نظر به چشم ببستیتا چشم خوشت بسته‌ی آن یک نظرم کرد