امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/بهار پرده بر انداخت روی نیکو را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(بهار پرده بر انداخت روی نیکو را)
'


 بهار پرده بر انداخت روی نیکو رانمونه گشت جهان بوستان مینو را 
 یکی در ابر بهاری نگر ز رشته‌ی صبحچگونه می‌گسلد دانه‌های لولو را 
 سفر چگونه توان کرد در چنین وقتیز دست چون بتوان داد روی نیکو را 
 به باغ غرقه‌ی خون است لاله دانی چیستز تیغ کوه بریده است روزگار او را 
 بیا که تا به چمن در رویم و بنشینیمببوی گل بکف آریم جام گلبو را 
 مخز به نیم جو آن صحبتی که باغرض استکه راحتی نبود صحبت ریایی را 
 چو خاک بر سر راه امید منتظرمکزان دیار رساند صبا نسیم وفا 
 برای کس چو نگردد فلک بی‌تقدیرعنان خویش گذارم به اقتضای قضا 
 میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیستچو من به خویش نباشم چه اختیار مرا 
 کسی که بر درمیخانه تکیه گاهی یافتچه التفات نماید به مسند دارا ؟ 
 خوش آنکسی که درین دور میدهد دستشحریف جنس و می صاف و گوشه‌ی تنها