امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/امشب سوی دوست راه گیریم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(امشب سوی دوست راه گیریم)
'


 امشب سوی دوست راه گیریممی بر رخ همچو ماه گیریم 
 دی زهد فروختیم بسیارامروز ز می پناه گیریم 
 اقرار به می کنیم و شاهدبرخود همه را گواه گیریم 
 آن مرغ که بود زیرکش نامافتاده بهر دو پای در دارم 
 گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشتخوردند اگر چه خون من هر چار می آید خوشم 
 خواهم شبی کز بوی او بی‌خود شوم پهلوی اوگه رونهم برروی او گه دوش بر دوش آیدم 
 در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرارو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم 
 باده نوشیدن به خلوت لذتی دارد مدامخاصه آن به ساعت که باشد نازک اندامی ندیم 
 گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهشجانم بر افشانم روان و منتی دارم عظیم