امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/آنجاست دل من و هم آنجاست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(آنجاست دل من و هم آنجاست)
'


 آنجاست دل من و هم آنجاستکان کج کله بلند بالا ست 
 خوابش دیدیم دوش و مستیمکان خواب هنوز در سرماست 
 آهسته رو ای صبا بدان بامکان مست شبانه‌ی من آنجاست 
 از دوزخ اگر نشان بپرسندمن گویم : خوابگاه تنهاست 
 ای ابر گه گاهی بگو آن چشمه‌ی خورشید رادر قعر دریا خشک شد از تشنگی نیلوفرت 
 هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جامخوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت 
 مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشستمردنست از تن جدایی دل که با جان خو گرفت 
 عقل بیرون شد زمن پرسیدمش کاین چیست ؟ گفت :ما که هشیاریم ! با دیوانه نتوان خو گرفت 
 من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشتزاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت 
 بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظرگر رونده هست لیکن هم‌چو تو آینده نیست 
 چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کنهر که در عهدت به مرگ خویش میرد زنده نیست