امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/آتش اندر آب هرگز دیده‌ای

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

 آتش اندر آب هرگز دیده‌ایعنبر اندر تاب هرگز دیده‌ای ؟   چون دهان و لعل شور انگیز اوپسته و عناب هرگز دیده‌ای ؟   شد نقاب عارضش زلف سیاهشام پر مهتاب هرگز دیده‌ای ؟   در صدف چون رشته دندان اولولوی خوشاب هرگز دیده‌ای ؟   نرگسش درطاق ابرو خفته مستمست در محراب هرگز دیده‌ای ؟   در غمش خسرو چو چشم خون فشانچشمه‌ی خوناب هرگز دیده‌ای ؟   دل که مرا سوختست آمده در زلف توتا که نسوزد چومن پیش خودت جامده   ای مه غلام حسنت چون در خمار باشینه روز خواب شسته نه موی کرده شانه